victim
UK/ˈvɪktɪm/
US/ˈvɪktəm/
معنی victim به فارسی
۱قربانی
Meaning of victim
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 HURT PERSON noun [C] B2
a person who is hurt, robbed or harmed by a crime, accident or bad event
فارسیقربانی
-
The victim was taken to hospital with minor injuries.
قربانی با جراحات جزئی به بیمارستان منتقل شد.
همآیندها collocations- innocent victim
- victim of crime
- fall victim to
- support victims
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با victim
- fall victim to قربانی ... شدنجرم و مجازات
- fall victim to online scams قربانی کلاهبرداری اینترنتی شدنفناوری