view
معنی view به فارسی
۱منظره، چشمانداز۲دیدگاه، نظر۳میدان دید، دید
Meaning of view
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 SCENERY noun [C] A2
everything nice that you can see from one place, like hills, the sea or a town
فارسیمنظره، چشمانداز
-
Our room has a beautiful view of the sea.
اتاق ما منظرهی زیبایی رو به دریا دارد.
همآیندها collocations- a view of
- a beautiful view
- point of view
هممعنی scene
-
-
2 OPINION noun [C] B1
what you think or believe about something or someone
فارسیدیدگاه، نظر
-
In my view, this is the best way to learn new words.
به نظر من، این بهترین راه برای یادگیری واژههای جدید است.
هممعنی opinion
-
-
3 RANGE OF SIGHT noun [U] B1
the area or distance that your eyes can see from where you are
فارسیمیدان دید، دید
-
The ship slowly came into view across the water.
کشتی به آرامی در آن سوی آب پدیدار شد.
واژههای تعریف distance
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با view
- in my view از نظر من؛ به نظر مننظر دادن، موافقت و مخالفت
- From an economic point of view از نظر اقتصادی، از دید اقتصادیاقتصاد
- From a practical point of view, از نظر عملی، ...آموزش و تحصیل
- air your views دیدگاه خود را آشکارا بیان کردناصطلاحها: نظر و بحث
خانوادهی واژه
- viewer