viewing

noun B1
UK/ˈvjuːɪŋ/ US/ˈvjuːɪŋ/

معنی viewing به فارسی

۱بازدید از ملک (پیش از اجاره یا خرید)۲تماشا

Meaning of viewing

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 HOUSE VISIT noun [C] B1

    a planned time when you go to a home that is for sale or rent, to look around

    فارسیبازدید از ملک (پیش از اجاره یا خرید)

    • We have a viewing at six, so I'll leave work a little early.

      ساعت شش برای بازدید از خانه وقت داریم، برای همین کمی زودتر از سر کار می‌روم.

    هم‌آیندها collocations
    • arrange a viewing
    • book a viewing
    • attend a viewing
  2. 2 WATCHING FILMS noun [U] B1

    the act of watching a film or a TV programme

    فارسیتماشا

    • The film is not good for family viewing because it is too scary.

      این فیلم برای تماشای خانوادگی مناسب نیست چون خیلی ترسناک است.

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با viewing

  • viewing figures آمار بینندگان (تعداد تماشاگر یک برنامه)رسانه
پشتیبانی