رنگها و صفتهای پرکاربرد Colours and common adjectives
دربارهی این ویدیو
اسم رنگها و بیست صفت پرکاربرد را با متضادشان یاد بگیر (big/small، cheap/expensive…). در انگلیسی صفت قبل از اسم میآید (a red car)، جمع بسته نمیشود (red cars) و بعد از is و are هم میآید (The car is red).
این ویدیو بخشی از درس است؛ کارتهای آموزش، مثالها و جدولها را در صفحهی درس ببین.
در این ویدیو
- کیفِ سبز؟ یا سبز کیف؟
- قرمز، آبی، سبز، زرد
- مشکی، سفید، قهوهای، خاکستری
- نارنجی، صورتی، بنفش
- رنگ را بپرس
- بزرگ · نو · جوان · ارزان
- گرم · بلند · آسان · تند
- تمیز · خوشحال · خوب
- صفت قبل از اسم
- صفت بعد از is و are
- a یا an؟ به صفت نگاه کن
- اول صفت، بعد اسم
- صفت جمع نمیشود
- «یک» را جا نینداز
متن کامل ویدیو
گفتار معلم و جملههای انگلیسی، همانطور که در ویدیو گفته میشوند. روی زمانِ هر بند بزن تا ویدیو از همانجا پخش شود.
توی فارسی میگیم «کیف سبز»: اول چیز، بعد رنگ. انگلیسی ترتیب رو برعکس میکنه. گوش کن: I have a green bag. امروز رنگها و حدود بیست تا صفت پرکاربرد رو یاد میگیری. درس امروز: Colours and adjectives. رنگها، صفتها و متضادشان، جای صفت توی جمله، و یه دام رایج.
اول یازده تا رنگ. بعد از هر رنگ تکرار کن. چهار رنگ اول: Red. Blue. Green. Yellow. چهار رنگ بعدی. گوش کن و تکرار کن: Black. White. Brown. Grey. خاکستری دو جور نوشته میشه، بریتانیایی و آمریکایی؛ هر دو درسته. و سه رنگ آخر: Orange. Pink. Purple. بنفش رو با صورتی قاطی نکن!
برای پرسیدن رنگ، این سؤال رو داری. گوش کن و جواب رو تکرار کن: What colour is your car? It's grey. حالا صفتهای پرکاربرد، جفتجفت با متضادشون. هر جفت رو بشنو و تکرار کن: Big. Small. New. Old. Young. Old. Cheap. Expensive. یه نکته: یه کلمه اینجا دو بار اومد. برای آدم یعنی «پیر»، با متضاد «جوان»؛ برای چیز یعنی «کهنه»، با متضاد «نو».
چهار جفت بعدی: Hot. Cold. Long. Short. Easy. Difficult. Fast. Slow. و سه جفت آخر: Clean. Dirty. Happy. Sad. Good. Bad. مهمترین نکته، جای صفته: توی انگلیسی قبل از اسم میشینه. گوش کن و تکرار کن: We have a small garden. صفت یه جای دیگه هم میشینه: بعد از فعل بودن. گوش کن و تکرار کن: Our garden is small.
و وقتی صفت تنهاست، کلمهی «یک» نمیآد: The bag is black. یه نکتهی کوچیک: شکل «یک» رو صدای اول صفت تعیین میکنه، نه اسم. گوش کن و تکرار کن: An old car. A new car. It's an easy question. توی فارسی اول اسم میآد، بعد صفت: «ماشین قرمز». کلمهبهکلمه که بگی، این غلط درمیآد.
ترتیب انگلیسی برعکسه. تکرار کن: A red car. برای «ماشینهای قرمز»، فقط اسم جمع میشه، نه صفت. پس این غلطه. درستش اینه، تکرار کن: Two red cars. و کلمهی «یک» رو جا ننداز. «یک خانهی بزرگ» رو بدون اون نگو. درستش اینه، تکرار کن: A big house. سؤال اول: کدوم جمله درسته؟ «یک کیف مشکی دارم».
جملهی اول؛ صفت قبل از اسم میآد، و نشونهی جمع نمیگیره: I have a black bag. سؤال بعدی: گوش کن. گوشی نو چهجوریه؟ My new phone is small and black. My old phone is big and white. گزینهی اول؛ بزرگ و سفید، گوشی قدیمی بود. و آخری: این ماشین پنج میلیارد تومانه. جای خالی کدومه؟
گزینهی اول؛ پول زیادیه، پس گرونه: It's very expensive. بیا مرورش کنیم: یازده رنگ، که با «چه رنگی؟» میپرسیشون. صفتهای پرکاربرد، که هر کدوم یه متضاد دارن. صفت قبل از اسم میآد، یا بعد از فعل بودن. صفت جمع نمیشه، و «یک» رو جا نمیندازیم. آفرین! حالا برو سراغ تمرینهای همین درس.