واژگان پیشرفته (C1): نگاه و فکر، نوشتار رسمی

نگاه کردن و فکر کردن: هشت فعل با تفاوت‌های ظریف

Looking and thinking: eight verbs with fine differences

چهار فعل برای نگاه کردن و خواندن (glance، glare، skim، pore over) و چهار فعل برای فکر کردن و فهمیدن (mull over، dwell on، dawn on، fathom). در گفت‌وگوی دو نفر که قراردادی را بررسی می‌کنند می‌بینی‌شان و با ۱۷ تمرین تفاوتشان را به کار می‌بری.

C1سطح
واژگانمهارت
۱۰′دقیقه
۱۷تمرین
پلاس

گام ۱ از ۴

دو گروه: نگاه و خواندن، فکر و فهم

گروه اول نگاه و خواندن است: glance (نگاه کوتاه و عمدی)، glare (نگاه خشمگین)، skim (سرسری خواندن برای کلیات) و pore over (دقیق و طولانی مطالعه کردن). گروه دوم فکر و فهم است: mull over (با آرامش فکر کردن پیش از تصمیم)، dwell on (زیادی فکر کردن)، dawn on (برای کسی روشن شدن) و fathom (درک چیز دشوار). حرف اضافه جزو فعل است: glance at و glare at (skim را هم بی‌حرف اضافه می‌گویند و هم با through). از چهار فعل عبارتی فقط mull over جداشدنی است: mull it over. بقیه جدانشدنی‌اند: pore over it، dwell on it و it dawned on me.

  • He glared at the driver who cut in front of him.به راننده‌ای که جلویش پیچید، خشمگین نگاه کرد.
  • Take a day to mull it over, but don't dwell on the risks.یک روز با آرامش فکرش را بکن، ولی زیادی درگیر خطرها نشو.

گام ۲ از ۴

هشت فعل و تفاوت ظریف هرکدام

فعلمعنی و نکتهمثال
glanceنگاه سریع و عمدی؛ بدون مفعول مستقیم، با at: glance atShe glanced at her watch and stood up.
glareبا خشم خیره شدن؛ نگاه پیام می‌دهد؛ glare atThe customer glared at the waiter for a full minute.
skimسرسری خواندن برای فهمیدن کلیات؛ اغلب skim throughI skimmed the report to get the main idea.
pore overبا دقت و مدت طولانی مطالعه کردن (جدانشدنی: pore over it)He pored over the map for an hour.
mull overبا آرامش فکر کردن پیش از تصمیم (جداشدنی: mull it over)؛ بیشتر در گفتار و متن‌های نیمه‌رسمیI'll mull over your offer and call you tomorrow.
dwell onزیاد، و معمولاً منفی، فکر کردن یا حرف زدن درباره‌ی چیزی (جدانشدنی)She tends to dwell on small mistakes.
dawn onروشن شدن برای کسی؛ فاعل چیز فهمیده‌شده است (جدانشدنی)It dawned on him that the shop was closed.
fathomفهمیدن عمق یا دلیل چیزی؛ تقریباً همیشه در جمله‌ی منفیI can't fathom why she left so suddenly.

گام ۳ از ۴

دام فارسی‌زبان‌ها

«نگاه کردن» در فارسی یک فعل است، ولی انگلیسی شدت و حالت را جدا می‌کند: glance کوتاه است و glare خشمگین. حرف اضافه‌ی هر دو at است: glance at، glare at؛ glance to غلط است. pore را با pour (ریختن) اشتباه نگیر؛ pore over یعنی دقیق مطالعه کردن. ساختار dawn on شبیه «به ذهنم رسید که ...» است: چیزی که فهمیده می‌شود فاعل است و آدم مفعول (It dawned on me that ...)، نه I dawned. fathom تقریباً همیشه در جمله‌ی منفی یا پرسشی می‌آید: I can't fathom why ...

گام ۴ از ۴

گفتار و نوشتار: شریک رسمی

در Speaking همین فعل‌های عبارتی طبیعی‌اند. در Writing رسمی فعل تک‌کلمه‌ای معمولاً امن‌تر است، ولی ممنوع نیست: pore over با scrutinise یا examine، mull over با ponder یا consider carefully، dwell on با ruminate، و dawn on با realise عوض می‌شود. mull over در خبر و متن نیمه‌رسمی هم می‌آید، ولی در نوشتار آکادمیک consider carefully امن‌تر است. در Speaking می‌توانی بگویی I'd need to mull it over؛ در Writing بنویس The committee considered the proposal carefully.

متن شنیداری: The job contract

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Oliver: Grace, the company wants my answer by Friday. I only skimmed the contract on the train. Grace: Then let's pore over it together tonight. The small print matters. Oliver: I glanced at the salary page, and it looks fair. But the notice period is very long. Grace: Don't decide today. Mull it over for a couple of days. Oliver: I keep dwelling on what happens if I say no. Grace: Try not to dwell on it. My old boss glared at me when I asked for more time, but it dawned on me later that he was just nervous. Oliver: I can't fathom why anyone would rush a decision like this. Grace: Some firms want a fast yes. Let's mull it over first and check the details one by one. Oliver: Good idea. I'll bring my laptop at seven.

ترجمه‌ی فارسی

اولیور: گریس، شرکت می‌خواهد تا جمعه جواب مرا بداند. من فقط توی قطار قرارداد را سرسری خواندم. گریس: پس امشب با هم دقیق بررسی‌اش می‌کنیم. ریزنوشته‌ها مهم‌اند. اولیور: نگاهی گذرا به صفحه‌ی حقوق انداختم و منصفانه به نظر می‌رسد. ولی مهلت اعلام قبلی پیش از ترک کار خیلی طولانی است. گریس: امروز تصمیم نگیر. یکی دو روز با آرامش درباره‌اش فکر کن. اولیور: مدام به این فکر می‌کنم که اگر نه بگویم چه می‌شود. گریس: سعی کن زیادی روی آن فکر نکنی. رئیس قبلی من وقتی زمان بیشتری خواستم، خشمگین نگاهم کرد، ولی بعداً برایم روشن شد که فقط عصبی بود. اولیور: نمی‌توانم بفهمم چرا کسی باید در تصمیمی مثل این عجله کند. گریس: بعضی شرکت‌ها یک بله‌ی سریع می‌خواهند. اول با آرامش فکر می‌کنیم و جزئیات را یکی‌یکی بررسی می‌کنیم. اولیور: فکر خوبی است. ساعت هفت لپ‌تاپم را می‌آورم.

این درس ویژه‌ی مشترکان است.

کارت‌های آموزش بالا رایگان‌اند؛ برای تمرین‌ها اشتراک لازم است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟

درس‌های این بخش: واژگان پیشرفته (C1): نگاه و فکر، نوشتار رسمی

  1. نگاه کردن و فکر کردن: هشت فعل با تفاوت‌های ظریف
  2. اصطلاح‌هایی که در نوشتار رسمی جا دارند
  3. افعال عبارتی برای گزارش و پژوهش، با شریک رسمی

واژه‌های بیشتر می‌خواهی؟

واژه‌های این موضوع را با معنی فارسی، جمله‌ی نمونه و مرور فاصله‌دار در بخش «واژه‌ها» داری؛ هر روز چند واژه‌ی تازه و مرور واژه‌های قبلی.