واژگان پیشرفته (C1): نگاه و فکر، نوشتار رسمی
افعال عبارتی برای گزارش و پژوهش، با شریک رسمی
Phrasal verbs for reports and research, with formal partners
هشت فعل عبارتی پرکاربرد در گزارش و پژوهش: carry out، rule out، back up، point to، bring about، allow for، call for و touch on. در گفتوگوی یک پژوهشگر و استادش میبینیشان، شریک رسمی تککلمهای هرکدام را میشناسی و با ۱۷ تمرین به کار میبری.
گام ۱ از ۴
جداشدنی یا جدانشدنی: ضمیر کجا مینشیند
چهار فعل این درس جداشدنیاند: carry out، rule out، back up و bring about. ضمیر وسط میآید: carry it out. با اسم هر دو جا ممکن است: carry out the survey یا carry the survey out. چهار فعل دیگر جدانشدنیاند: point to، allow for، call for و touch on. ضمیر بعد از کل فعل میآید: point to it، نه point it to. در هر کارت فقط یک معنی از فعل آمده است؛ معنیهای دیگرشان در درسهای دیگر میآید.
- The team carried the survey out last spring.تیم نظرسنجی را بهار گذشته انجام داد.
- The graph clearly points to a link.نمودار بهروشنی حاکی از یک رابطه است.
گام ۲ از ۴
هشت فعل عبارتی و شریک رسمی هرکدام
| فعل عبارتی | معنی، نوع و شریک رسمی | مثال |
|---|---|---|
| carry out | انجام دادن (تحقیق، آزمایش، دستور)؛ جداشدنی؛ رسمی: conduct | The nurses carried out the tests in the morning. |
| rule out | یک احتمال را رد کردن؛ جداشدنی؛ رسمی: exclude | Doctors ruled out a serious illness. |
| back up | با شواهد از ادعا پشتیبانی کردن؛ جداشدنی؛ رسمی: support | The graph backs up her argument. |
| point to | (داده یا شواهد) نشان دادن، حاکی از چیزی بودن؛ جدانشدنی؛ رسمی: indicate | All the signs point to a cold winter. |
| bring about | موجب شدن، به وجود آوردن (تغییر)؛ جداشدنی؛ رسمی: cause | Social media has brought about big changes in the news. |
| allow for | در محاسبه یا برنامه در نظر گرفتن؛ جدانشدنی؛ رسمی: consider یا take into account | Please allow for traffic when you plan your trip. |
| call for | لازم داشتن، خواستار شدن؛ جدانشدنی؛ رسمی: require | A long journey calls for a good rest first. |
| touch on | کوتاه به موضوعی اشاره کردن؛ جدانشدنی؛ رسمی: mention | The speaker only touched on the cost. |
گام ۳ از ۴
دام فارسیزبانها
«اشاره کردن» در فارسی دو فعل انگلیسی دارد: point to برای وقتی که داده یا شواهد چیزی را نشان میدهند، و touch on برای وقتی که کسی کوتاه به موضوعی میپردازد. «انجام دادن»، «رد کردن» و «پشتیبانی کردن» در فارسی فعل سادهاند، ولی در انگلیسی حرف جزو فعل است و ضمیر جایش را عوض میکند: carry it out و point to it. allow for را با allow (اجازه دادن) اشتباه نگیر: allow for delays یعنی «تأخیر را در برنامه حساب کن». call for هم اینجا «تلفن زدن» نیست، بلکه «لازم داشتن» است.
گام ۴ از ۴
گفتار و نوشتار
در Speaking همین فعلهای عبارتی کاملاً طبیعیاند. در Writing رسمی فعل تککلمهای معمولاً امنتر است، ولی ممنوع نیست: carry out با conduct، rule out با exclude، back up با support، point to با indicate، bring about با cause، allow for با consider، call for با require و touch on با mention. carry out در نوشتار آکادمیک هم رایج است. در Speaking میگویی We can't rule it out؛ در Writing بنویس The possibility cannot be excluded.
متن شنیداری: A draft report
نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)
Peter: Rachel, I've finished the draft of my report on student sleep. Rachel: Good. Did you carry out the second survey? Peter: Yes. The results point to a clear link between late nights and low marks. Rachel: Can you back up that claim with more data? One survey is thin. Peter: I think so. We can't rule out other causes, though, like stress or part-time jobs. Rachel: Exactly. The report should allow for those factors. Peter: Should I touch on the new school start times as well? Rachel: Only briefly. A change in the schedule could bring about an improvement, but the evidence is weak. Peter: So the findings call for more research. I can carry out a bigger survey next term. Rachel: Yes. Say that clearly. Then the data will back up your argument.
ترجمهی فارسی
پیتر: ریچل، پیشنویس گزارشم دربارهی خواب دانشآموزان را تمام کردم. ریچل: خوب است. نظرسنجی دوم را انجام دادی؟ پیتر: بله. نتایج حاکی از رابطهای روشن میان بیدار ماندن تا دیروقت و نمرهی پایین است. ریچل: میتوانی این ادعا را با دادهی بیشتری پشتیبانی کنی؟ یک نظرسنجی کم است. پیتر: فکر میکنم بتوانم. ولی نمیتوانیم دلیلهای دیگر را رد کنیم، مثل استرس یا کار پارهوقت. ریچل: دقیقاً. گزارش باید آن عوامل را هم در نظر بگیرد. پیتر: به ساعت شروع جدید مدرسه هم اشاره کنم؟ ریچل: فقط کوتاه. تغییر برنامه میتواند بهبودی به وجود بیاورد، ولی شواهدش ضعیف است. پیتر: پس یافتهها پژوهش بیشتری را لازم دارند. ترم بعد میتوانم نظرسنجی بزرگتری انجام بدهم. ریچل: بله. این را روشن بنویس. آنوقت دادهها از استدلالت پشتیبانی میکنند.
درسهای این بخش: واژگان پیشرفته (C1): نگاه و فکر، نوشتار رسمی
- نگاه کردن و فکر کردن: هشت فعل با تفاوتهای ظریف
- اصطلاحهایی که در نوشتار رسمی جا دارند
- افعال عبارتی برای گزارش و پژوهش، با شریک رسمی
واژههای بیشتر میخواهی؟
واژههای این موضوع را با معنی فارسی، جملهی نمونه و مرور فاصلهدار در بخش «واژهها» داری؛ هر روز چند واژهی تازه و مرور واژههای قبلی.
- افعال عبارتی در نوشتار آکادمیک (C1) ۳۲ واژه · C1 ویژهی مشترکان