مهارت‌های یادگیری واژه (B1)

خواندن گسترده و قانون ۹۸٪: متن مناسب سطح خودت را پیدا کن

Extensive reading and the 98% rule

چرا باید ۹۸ درصد واژه‌های متن را بدانی تا از خواندن لذت ببری و واژه یاد بگیری؟ با «آزمون پنج انگشت» در یک دقیقه کتاب یا پادکست مناسب سطح خودت را انتخاب می‌کنی، از کتابخانه‌ی ویدیو و پادکست اسپیکینو برای یادگیری ضمنی استفاده می‌کنی و جمله‌های مفید را با «جمله‌چینی» برای مرور نگه می‌داری.

B1سطح
واژگانمهارت
۱۵′دقیقه
۱۷تمرین
نسخه‌ی آزمایشی؛ در حال بازبینی معلم

گام ۱ از ۶

چرا ۹۵ تا ۹۸ درصد؟

پژوهش هو و نیشن (Hu & Nation، ۲۰۰۰) نشان داد وقتی خواننده ۹۸ درصد واژه‌های یک داستان را می‌داند (یعنی از هر پنجاه واژه فقط یکی ناآشناست)، بیشتر زبان‌آموزان داستان را بدون کمک خوب می‌فهمند؛ با ۹۵ درصد (یک واژه‌ی ناآشنا در هر بیست واژه) فهم خیلی‌ها افت می‌کند، و با ۹۰ درصد تقریباً هیچ‌کس متن را درست نمی‌فهمد. پژوهش‌های بعدی (Laufer & Ravenhorst-Kalovski، ۲۰۱۰) هم ۹۸ را «حد مطلوب» و ۹۵ را «حداقل» دانستند. چرا برای یادگیری واژه هم مهم است؟ چون حدس زدن معنی فقط وقتی جواب می‌دهد که اطراف واژه‌ی تازه روشن باشد؛ و چون واژه از راه خواندن معمولاً بعد از چندین بار دیدن (حدود ده بار یا بیشتر) در ذهن می‌ماند. پس باید زیاد بخوانی، و زیاد خواندن فقط با متن آسان ممکن است.

  • 98% = 1 unknown word in every 50۹۸٪: حدود یک واژه‌ی ناآشنا در هر چهار پنج خط؛ خواندن روان و لذت‌بخش.
  • 90% = 1 unknown word in every 10۹۰٪: تقریباً در هر خط یک واژه‌ی ناآشنا؛ خواندن به ترجمه تبدیل می‌شود.

گام ۲ از ۶

درصد واژه‌های آشنا در یک صفحه‌ی ۲۵۰ واژه‌ای

درصد آشناواژه‌ی ناآشنا در صفحهچه حسی داردبرای چه کاری؟
۹۹٪ یا بیشتر۰ تا ۲روان و سریعخواندن برای سرعت و روانی
حدود ۹۸٪حدود ۵راحت، با چند حدسخواندن گسترده و یادگیری ضمنی واژه
حدود ۹۵٪حدود ۱۲کند، با مکث زیادخواندن دقیق با دیکشنری (کوتاه)
۹۰٪ یا کمتر۲۵ یا بیشترترجمه‌ی خسته‌کنندهفعلاً کنار بگذار؛ متن ساده‌تر پیدا کن

گام ۳ از ۶

آزمون پنج انگشت: یک دقیقه برای انتخاب متن

۱. کتاب یا متن را از وسط باز کن (صفحه‌ی اول معمولاً سخت‌تر یا آسان‌تر از بقیه است). ۲. یک صفحه را با سرعت عادی بخوان. ۳. برای هر واژه‌ای که معنی‌اش را نمی‌دانی و از متن هم حدس نمی‌زنی، یک انگشت را ببند. ۴. نتیجه: صفر تا دو انگشت یعنی متن آسان است و برای تمرین سرعت عالی است؛ سه تا پنج انگشت یعنی متن برای خواندن گسترده و یاد گرفتن واژه درست است (نزدیک ۹۸ درصد)؛ بیشتر از پنج انگشت یعنی متن فعلاً برای خواندن گسترده زیادی سخت است: سطح پایین‌تر را بردار یا آن را فقط برای تمرین دقیق و کوتاه نگه دار. همین آزمون را برای پادکست هم می‌توانی انجام دهی: یک دقیقه گوش بده و واژه‌های ناآشنا را بشمار؛ برای شنیدن، متن آسان‌تر از خواندن لازم است.

  • 0–2 fingers → too easy? No: perfect for speed.متن آسان بد نیست؛ سرعت و روانی را می‌سازد.
  • 3–5 fingers → just right.بهترین سطح برای یاد گرفتن واژه‌ی تازه از متن.
  • 6+ fingers → choose an easier text.اگر لذت نمی‌بری و مدام می‌ایستی، متن را عوض کن، نه خودت را سرزنش کن.

گام ۴ از ۶

فکر بلند: انتخاب کتاب برای سارا (سطح B1)

  • A famous novel, page 87: 14 unknown words.قدم ۱: چهارده انگشت؛ یعنی حدود ۹۴ درصد. برای خواندن گسترده زیادی سخت است، هرچقدر هم داستانش را دوست داشته باشد.
  • A graded reader, level 3, page 40: 4 unknown words.قدم ۲: چهار انگشت؛ نزدیک ۹۸ درصد. همین را انتخاب می‌کند.
  • "The detective found a clue under the window."قدم ۳: clue را از متن حدس می‌زند (چیزی که کارآگاه پیدا می‌کند و کمک می‌کند معما حل شود) و ادامه می‌دهد.
  • clue appears five more times → save one sentenceقدم ۴: واژه تکرار شد و مهم است؛ بعد از خواندن، یک جمله‌اش را با «جمله‌چینی» ذخیره می‌کند.

گام ۵ از ۶

در اسپیکینو چه بخوانم و چه گوش بدهم؟

کجاچه چیزیچطور استفاده کنم
پادکست‌ها (تکنیک‌ها ← انگلیسی واقعی ← پادکست‌ها)پادکست‌های A1 تا C1 با فیلتر سطح؛ خیلی‌ها متن زمان‌دار دارندسطح خودت یا یک سطح پایین‌تر؛ هر روز یک قسمت کوتاه
ویدیو و صوت واقعیتکه‌های فیلم و مصاحبه با زیرنویس و فیلتر سطحاول با زیرنویس انگلیسی، بعد بدون آن
خواندن همراه شنیدن (تکنیک‌ها)متن و صدای هم‌زمانبرای وقتی که متن کمی بالای سطح توست؛ صدا کمکت می‌کند روان بخوانی
کتاب‌های ساده‌شده (graded readers)کتاب‌هایی که برای هر سطح با واژه‌های محدود نوشته شده‌اندحدود یک کتاب کوتاه در هفته؛ آزمون پنج انگشت را اول انجام بده
جمله‌چینی (تکنیک‌ها)جمله‌ی مفید را ذخیره می‌کنی و یک واژه‌اش پنهان می‌شوددر هر نوبت خواندن ۳ تا ۵ جمله؛ کارت‌ها در «دفتر اشتباه‌ها» با فاصله مرور می‌شوند

گام ۶ از ۶

دام‌های فارسی‌زبان‌ها

۱. «کتاب آسان وقت تلف کردن است»: نه؛ زیاد خواندنِ متن آسان هم واژه را تکرار می‌کند و هم سرعت را بالا می‌برد. متن سخت را برای تمرین دقیق و کوتاه نگه دار. ۲. شروع با رمان اصلی یا روزنامه از روز اول: بعد از ده صفحه خسته می‌شوی و کنار می‌گذاری. ۳. دیکشنری برای هر واژه: رشته‌ی داستان پاره می‌شود؛ اول حدس بزن و فقط واژه‌ای را چک کن که تکرار می‌شود یا کلید داستان است. ۴. ذخیره‌ی همه‌ی واژه‌ها: ده‌ها کارت در روز مرور را خراب می‌کند؛ ۳ تا ۵ جمله‌ی واقعاً مفید کافی است. ۵. خواندن کم و پراکنده: روزی بیست دقیقه بهتر از یک ساعت در ماه است.

متن شنیداری: Reading on the bus

نمایش متن (اول بدون متن گوش بده)

Every morning, Anna spends forty minutes on the bus to work. Last year she used this time to scroll through her phone, but she always felt tired and bored. Then her English teacher suggested a different idea: read easy books in English. At first Anna wasn't sure. "Easy books won't teach me anything new," she said. But she tried a short detective story written for learners at her level. She knew almost every word on each page, so she could read quickly and enjoy the story. When she met a new word, she usually guessed its meaning and kept reading. After two months, she had finished eight books. Some words, like "suspect" and "clue", appeared again and again, and now she knows them without thinking. Her reading is faster, and English films feel easier too. "The secret," she says, "is not hard books. It's lots of easy ones."

ترجمه‌ی فارسی

آنا هر صبح چهل دقیقه در اتوبوس است تا به محل کارش برسد. پارسال این وقت را به گشتن در گوشی‌اش می‌گذراند، ولی همیشه خسته و بی‌حوصله بود. بعد معلم انگلیسی‌اش فکر دیگری پیشنهاد کرد: کتاب‌های آسان انگلیسی بخوان. آنا اول مطمئن نبود. گفت: «کتاب آسان چیز تازه‌ای یادم نمی‌دهد.» ولی یک داستان کارآگاهی کوتاه را که برای زبان‌آموزان هم‌سطح او نوشته شده بود امتحان کرد. تقریباً همه‌ی واژه‌های هر صفحه را می‌دانست، پس می‌توانست سریع بخواند و از داستان لذت ببرد. وقتی به واژه‌ی تازه‌ای می‌رسید، معمولاً معنی‌اش را حدس می‌زد و ادامه می‌داد. بعد از دو ماه هشت کتاب را تمام کرده بود. بعضی واژه‌ها مثل suspect (مظنون) و clue (سرنخ) بارها و بارها تکرار شدند و حالا آن‌ها را بی‌فکر می‌شناسد. سرعت خواندنش بیشتر شده و فیلم‌های انگلیسی هم آسان‌تر به نظر می‌رسند. می‌گوید: «راز کار کتاب سخت نیست؛ کتاب آسانِ زیاد است.»

ثبت‌نام رایگان و شروع تمرین‌ها (۱۷ تمرین، حدود ۱۵ دقیقه) کارت‌های آموزش را همین‌جا می‌خوانی؛ تمرین‌ها و ذخیره‌ی پیشرفت با ثبت‌نام (رایگان، فقط شماره‌ی موبایل) است.

درس‌های این بخش: مهارت‌های یادگیری واژه (B1)

  1. حدس زدن معنی از روی متن: پنج قدم
  2. دیکشنری و دفترچه‌ی واژه: معنی درست را پیدا کن و نگه دار
  3. خواندن گسترده و قانون ۹۸٪: متن مناسب سطح خودت را پیدا کن
  4. ریشه‌های لاتین و یونانی: دوازده کلید برای صدها واژه

واژه‌های بیشتر می‌خواهی؟

واژه‌های این موضوع را با معنی فارسی، جمله‌ی نمونه و مرور فاصله‌دار در بخش «واژه‌ها» داری؛ هر روز چند واژه‌ی تازه و مرور واژه‌های قبلی.