۵ واژهC1 ویژه

واژگان پیشرفته‌ی محیط زیست و جامعه

Advanced topic vocabulary: environment and society

  1. carbon-neutral adjective

    کربن‌خنثی (بدون انتشار خالص کربن)

    یعنی کربنی که منتشر می‌شود با جذب یا جبران آن به صفر برسد، نه اینکه هیچ کربنی منتشر نشود. قبل از اسم با خط تیره می‌آید.

    The university aims to become carbon-neutral by 2035.

    دانشگاه قصد دارد تا سال ۲۰۳۵ کربن‌خنثی شود.

    • become carbon-neutral
    • a carbon-neutral building
    • carbon neutrality
  2. offset verb · /ˌɒfˈset/

    جبران کردن (اثر چیزی)

    گذشته و اسم مفعولش هم offset است. بیرون از بحث محیط زیست هم رایج است: Higher wages were offset by rising prices.

    Airlines encourage passengers to offset their emissions by funding tree planting.

    شرکت‌های هواپیمایی مسافران را تشویق می‌کنند انتشار کربنشان را با پرداخت هزینه‌ی درخت‌کاری جبران کنند.

    • offset emissions
    • carbon offsetting
    • offset the cost of
    • be offset by
  3. depletion noun · /dɪˈpliːʃn/

    تهی شدن؛ کاهش شدید (منابع)

    برای منابعی است که مصرف می‌شوند و ته می‌کشند (آب، نفت، ماهی، اوزون). فعلش deplete است: deplete reserves.

    The depletion of groundwater is a serious problem in many parts of Iran.

    تهی شدن آب‌های زیرزمینی در بسیاری از نقاط ایران مشکلی جدی است.

    • the depletion of natural resources
    • ozone depletion
    • rapid depletion
    • deplete (v)
  4. degradation noun · /ˌdeɡrəˈdeɪʃn/

    تخریب؛ افت کیفیت (محیط زیست)

    در محیط زیست یعنی «بدتر شدن کیفیت» خاک، آب یا زیستگاه. معنی دیگرش «تحقیر» است، پس به بافت توجه کن.

    Overgrazing has led to severe land degradation in the region.

    چرای بیش از حد به تخریب شدید زمین در این منطقه منجر شده است.

    • environmental degradation
    • land degradation
    • soil degradation
    • degrade (v)
  5. desertification noun · /dɪˌzɜːtɪfɪˈkeɪʃn/

    بیابان‌زایی

    یعنی تبدیل زمین حاصلخیز به بیابان، معمولاً به خاطر خشکسالی و بهره‌برداری نادرست. برای Task 2 درباره‌ی آب و کشاورزی در ایران و خاورمیانه موضوع مهمی است.

    Desertification is forcing farmers in some areas to abandon their land.

    بیابان‌زایی کشاورزان را در بعضی مناطق مجبور به ترک زمین‌هایشان می‌کند.

    • combat desertification
    • the spread of desertification
    • prone to desertification

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها
پشتیبانی