عبارتهای نوشتار آکادمیک: معرفی دیدگاه، احتیاط، امتیاز، شواهد و نتیجهگیری
Academic phrases: views, hedging, concession, evidence and conclusions
-
it is widely argued that phrase · /ɪt ɪz ˌwaɪdli ˈɑːɡjuːd ðət/
بسیاری استدلال میکنند که
دیدگاه رایج دیگران را بیطرفانه معرفی میکند و معمولاً پس از آن موضع خودتان میآید (However, …). لحن را غیرشخصی و آکادمیک میکند. widely با argued و believed میآید؛ largely argued ✗ طبیعی نیست.
It is widely argued that cities should invest more in cycle lanes than in new roads.
بسیاری استدلال میکنند که شهرها باید بیشتر روی مسیرهای دوچرخه سرمایهگذاری کنند تا جادههای جدید.
- it is commonly argued that
- it is widely believed that
- a widely held view
-
there is a widespread belief that phrase · /ðər ɪz ə ˌwaɪdspred bɪˈliːf ðət/
باور گستردهای وجود دارد که
ابزاری برای طرح یک تصور رایج و سپس به چالش کشیدن آن. belief در این ساختار مفرد و با a است؛ بعد از that جملهی کامل میآید.
There is a widespread belief that older adults cannot learn a new language, but research suggests otherwise.
باور گستردهای وجود دارد که افراد مسن نمیتوانند زبان جدیدی یاد بگیرند، ولی پژوهشها خلاف این را نشان میدهند.
- a widespread assumption that
- a common belief
- contrary to popular belief
-
proponents of … argue that phrase · /prəˈpəʊnənts əv … ˌɑːɡjuː ðət/
طرفداران … استدلال میکنند که
برای بند «دیدگاه اول» در سؤالهای discuss both views بسیار کاربردی است. proponent یعنی «حامی یک ایده» و متضادش opponent است. فعل جمع میآید: proponents argue (نه argues).
Proponents of a four-day working week argue that it would improve productivity.
طرفداران هفتهی کاری چهارروزه استدلال میکنند که این کار بهرهوری را بالا میبرد.
- supporters of … claim that
- advocates of … maintain that
- those in favour of …
-
critics of … point out that phrase · /ˌkrɪtɪks əv … pɔɪnt ˈaʊt ðət/
منتقدان … خاطرنشان میکنند که
جفت طبیعی proponents of … برای معرفی دیدگاه مخالف. point out that یعنی واقعیتی را یادآوری میکنند، پس بعدش یک واقعیت قابلدفاع بیاورید، نه صرفاً نظر. critics اینجا یعنی «مخالفان یک ایده»، نه منتقد هنری.
Critics of online exams point out that cheating is much harder to detect.
منتقدان آزمونهای آنلاین خاطرنشان میکنند که تشخیص تقلب بسیار دشوارتر است.
- opponents of … argue that
- sceptics claim that
- critics have raised concerns about
-
it is my contention that phrase · /ɪt ɪz maɪ kənˈtenʃn ðət/
ادعای من این است که؛ معتقدم که
شکلی رسمی و قاطع برای بیان موضع اصلی در مقدمه یا نتیجه. یک بار در متن کافی است؛ تکرارش سنگین میشود. contention اینجا یعنی «ادعای مستدل»، نه «دعوا».
It is my contention that schools should teach basic money skills from an early age.
معتقدم مدارس باید مهارتهای پایهی مدیریت پول را از سنین پایین آموزش دهند.
- I contend that
- this essay argues that
- my own view is that
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها