along
UK/əˈlɒŋ/
US/əˈlɔːŋ/
معنی along به فارسی
۱همراه (با کسی)۲در امتداد
Meaning of along
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 WITH SOMEONE adverb B1
going with someone else to a place or an event, instead of staying behind
فارسیهمراه (با کسی)
-
Can my brother come along with us?
برادرم هم میتواند با ما بیاید؟
همآیندها collocations- come along
- along with
- bring someone along
-
-
2 FOLLOWING A LINE preposition A2
from one end of something long, such as a road or river, towards the other end
فارسیدر امتداد
-
We walked along the river after lunch.
بعد از ناهار در امتداد رودخانه قدم زدیم.
هممعنی down
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با along
- come along همراه (کسی) آمدنافعال عبارتی: ضروریهای متوسط (B1)
- bring along همراه خود آوردنافعال عبارتی: سفر و حملونقل (B2)
- go along with (با نظر یا پیشنهاد) همراهی کردن، پذیرفتنافعال عبارتی: ضروریهای سطح B2 (B2)