apply
-ing applyingpast appliedhe/she/it appliespast participle applied
معنی apply به فارسی
۱درخواست دادن؛ اقدام کردن۲به کار بردن۳صدق کردن؛ مربوط بودن
Meaning of apply
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 ASK OFFICIALLY verb [I] A2
to ask formally for a job, a place at a school, or a visa, often by sending a form
فارسیدرخواست دادن؛ اقدام کردن
-
I've applied for three jobs, but I haven't heard back yet.
برای سه شغل درخواست دادهام ولی هنوز جوابی نگرفتهام.
همآیندها collocations- apply for a job
- apply for a visa
- apply to a university
- apply online
واژههای تعریف formally، visa
-
-
2 USE verb [T] B1
to use a rule, idea or skill in a real situation
فارسیبه کار بردن
-
You should apply what you learn in class to real life.
باید آنچه را در کلاس یاد میگیری در زندگی واقعی به کار ببری.
هممعنی use, employ
-
-
3 BE TRUE FOR verb + to B1
to be true or important for a person or thing
فارسیصدق کردن؛ مربوط بودن
-
This rule applies to everyone in the school.
این قانون برای همهی افراد مدرسه صدق میکند.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با apply
- apply for درخواست دادن برای (شغل، ویزا، بورس)فعل + حرف اضافه: ترکیبهای ثابتی که باید با هم یاد گرفت
- I'd like to apply for a loan میخواهم برای وام درخواست بدهم.بانک و پول
- I'm applying for a scholarship برای بورس تحصیلی درخواست میدهم.دانشگاه و پذیرش در خارج
- I would like to apply for … مایلم برای … درخواست بدهم.دانشگاه و پذیرش در خارج
- the same applies to همین موضوع دربارهی … هم صدق میکندپیوندها و انسجام