assist

verb B2
UK/əˈsɪst/ US/əˈsɪst/

-ing assistingpast assistedhe/she/it assistspast participle assisted

معنی assist به فارسی

۱کمک کردن به، یاری رساندن

Meaning of assist

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 HELP SOMEONE verb [I or T] B2

    to help someone do a job or finish a task, often because it is your work

    فارسیکمک کردن به، یاری رساندن

    • Staff will be happy to assist you with your booking.

      کارکنان با کمال میل در رزرو شما به شما کمک می‌کنند.

    هم‌آیندها collocations
    • assist with
    • assist someone in doing
    • assist the police

    هم‌معنی help, aid

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با assist

  • assisted living مجتمع مسکونی سالمندان با خدمات کمکی (سالمند مستقل می‌ماند ولی در صورت نیاز کمک می‌گیرد)سالمندی

خانواده‌ی واژه

پشتیبانی