assumption
UK/əˈsʌmpʃn/
US/əˈsʌmpʃən/
معنی assumption به فارسی
۱پیشفرض، چیزی که بدون اثبات پذیرفته میشود
Meaning of assumption
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 UNPROVED BELIEF noun [C] B2 academic
something you believe is true without any proof, and use when you think or plan
فارسیپیشفرض، چیزی که بدون اثبات پذیرفته میشود
-
Their argument rests on the assumption that people always make rational choices about money.
استدلال آنها بر این پیشفرض استوار است که مردم همیشه دربارهی پول انتخابهای منطقی میکنند.
همآیندها collocations- make an assumption
- challenge an assumption
- the underlying assumption
- on the assumption that
هممعنی belief, premise واژههای تعریف proof
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با assumption
- I'd like to challenge the assumption that میخواهم این فرض را که ... به چالش بکشمزبان سخنرانی و سمینار