bank
UK/bæŋk/
US/bæŋk/
معنی bank به فارسی
۱بانک
Meaning of bank
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 MONEY PLACE noun [C] A1
a place where people keep their money and can borrow money
فارسیبانک
-
The bank is open from nine to four.
بانک از ساعت نه تا چهار باز است.
-
I need to go to the bank to get some money.
باید بروم بانک کمی پول بگیرم.
همآیندها collocations- a bank account
- go to the bank
- a bank card
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با bank
- bank account حساب بانکیواژههای پایهی B1 (۲)
- bank statement صورتحساب بانکی، گردش حساببانک و پول
- bank transfer حوالهی بانکی، انتقال پول بین حسابهابانک و پول
- burst its banks طغیان کردن (رودخانه)هوا و رویدادهای طبیعی
- break the bank کمرشکن بودن؛ بیش از حد پول لازم داشتناصطلاحها: پول و ارزش
خانوادهی واژه
- banker