bottom
UK/ˈbɒtəm/
US/ˈbɑːtəm/
معنی bottom به فارسی
۱پایین، ته
Meaning of bottom
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 LOWEST PART noun [C] A2
the lowest part or point of something, such as a page, a hill or the sea
فارسیپایین، ته
-
Write your name at the bottom of the page.
اسمت را پایین صفحه بنویس.
همآیندها collocations- at the bottom of
- the bottom of the sea
متضاد top واژههای تعریف furthest
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با bottom
- bottom out به پایینترین حد رسیدن (و بعد ثابت شدن یا بالا رفتن)زبان نمودار و روند در Task 1
- the bottom line نتیجهی نهایی؛ نکتهی اصلیاصطلاحها: پول و ارزش
- hit rock bottom به پایینترین حد رسیدن، به ته خط رسیدنعبارتهای تصویری امن برای نوشتار