care
معنی care به فارسی
۱مراقبت۲اهمیت دادن، اهمیت قائل بودن۳دقت، احتیاط
Meaning of care
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 LOOKING AFTER noun [U] A1
the work of looking after someone or something so they stay well and safe
فارسیمراقبت
-
Babies need a lot of care.
نوزادها به مراقبت زیادی نیاز دارند.
همآیندها collocations- take care
- take care of
- health care
-
-
2 FEEL INTEREST verb [I] + about B1
to feel that someone or something is important to you
فارسیاهمیت دادن، اهمیت قائل بودن
-
Many young people care about the environment very much.
بسیاری از جوانان خیلی به محیط زیست اهمیت میدهند.
هممعنی value
-
-
3 CAREFUL noun [U] A2
the effort you make to do something well and avoid mistakes or danger
فارسیدقت، احتیاط
-
Please carry the glasses with care.
لطفاً لیوانها را با احتیاط ببرید.
هممعنی caution
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با care
- care about اهمیت دادن به، برایش مهم بودنفعل + حرف اضافه: ترکیبهای ثابتی که باید با هم یاد گرفت
- take care of مراقبت کردن از؛ رسیدگی کردن بههمنشینهای make، do، take و have
- care for elderly relatives از بستگان سالمند نگهداری کردنسالمندی
- care home خانهی سالمندانخانواده و جامعه
خانوادهی واژه
- careful
- carefully
- careless
- caring
- carer