code
معنی code به فارسی
۱کد، رمز۲کد برنامهنویسی۳آییننامه، قوانین
Meaning of code
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 SECRET NUMBER noun [C] A2
a short group of numbers or letters you type or say to get in or use something
فارسیکد، رمز
-
Enter the code that we sent to your phone.
کدی را که به گوشیتان فرستادیم وارد کنید.
همآیندها collocations- a security code
- enter the code
- a dress code
-
-
2 COMPUTER INSTRUCTIONS noun [U] A2
the words and numbers that people write to tell a computer what to do
فارسیکد برنامهنویسی
-
Tom writes code for a small company in the city.
تام برای یک شرکت کوچک در شهر کد مینویسد.
-
-
3 RULES noun [C] A2
a set of rules that tell people how to behave or dress
فارسیآییننامه، قوانین
-
Our school has a strict dress code for all students.
مدرسه ما برای همه دانشآموزان آییننامه پوشش سختگیرانهای دارد.
واژههای تعریف behave
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با code
- discount code کد تخفیفخرید، قیمت و مرجوعی
- dress code قوانین پوشش (لباس مناسب در محل کار یا مراسم)مصاحبهی شغلی و درخواست کار
- sort code کد شعبه (ششرقمی، مخصوص بریتانیا)بانک و پول
- verification code کد تأییدفناوری و اینترنت