eat
UK/iːt/
US/iːt/
-ing eatingpast atehe/she/it eatspast participle eaten
معنی eat به فارسی
۱خوردن
Meaning of eat
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 FOOD verb [T] A1
to take food in through your mouth, as you do at lunch or dinner
فارسیخوردن
-
We eat lunch at one o'clock.
ساعت یک ناهار میخوریم.
همآیندها collocations- eat lunch
- eat out
- something to eat
متضاد fast
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با eat
- Is that to eat in or take away? اینجا میخورید یا بیرونبر؟رستوران و کافه
- Eat in or take away? اینجا میل میکنید یا بیرونبر؟جملههای آمادهی روزمره: خرید، کافه، سفر، تلفن، هتل و دکتر
- eat out بیرون غذا خوردن (در رستوران)افعال عبارتی: غذا و خوردن (B1)
- eat up (غذا را) کامل خوردن، تا آخر خوردنافعال عبارتی: غذا و خوردن (B1)
- promote healthy eating تغذیهی سالم را ترویج کردنسلامت