۳۸ واژهB2آیلتس: سلامتپلاس

سلامت

Health: IELTS topic vocabulary

این دسته برای موضوع «سلامت» در Speaking (بخش ۱ تا ۳) و Writing Task 2 است. بیشتر به واژه‌ها و ترکیب‌های فراتر از b2-health-medicine می‌پردازد. برای Lexical Resource مهم است که ترکیب‌ها دقیق و در جای درست باشند، نه اینکه تعداد زیادی اصطلاح بیاورید. چند عبارت گفتاری (برچسب informal) فقط برای Speaking‌اند و در مقاله جای رسمی‌تری دارند. عبارت‌های حفظی و اجباری به نمره آسیب می‌زنند. برچسب use و توضیح هر کارت را بخوانید.

معیار نمره‌ی واژگان (Lexical Resource) را از توصیف‌های رسمی آیلتس بخوانید: Speaking · Writing (متن آن‌ها را اینجا نیاورده‌ایم؛ فقط مفهومشان را به زبان خودمان گفته‌ایم).

  1. GP noun · /ˌdʒiː ˈpiː/

    پزشک عمومی (در بریتانیا، نخستین مرجع درمان)

    Speaking · Writing

    مخفف general practitioner است. آمریکایی‌ها معمولاً family doctor یا primary care physician می‌گویند. جمع: GPs.

    In Britain, you usually have to see your GP before you can be sent to a specialist.

    در بریتانیا معمولاً باید اول پیش پزشک عمومی بروید تا بتوانید به متخصص ارجاع داده شوید.

    • register with a GP
    • make an appointment with your GP
    • a GP surgery
  2. waiting list noun phrase

    فهرست انتظار (برای درمان یا عمل)

    Speaking · Writing

    آمریکایی: waitlist. حرف اضافه: on a waiting list. موضوع مهم در بحث public vs private healthcare.

    The waiting list for non-urgent operations has grown to over a year in some hospitals.

    فهرست انتظار برای عمل‌های غیراورژانسی در بعضی بیمارستان‌ها به بیش از یک سال رسیده است.

    • be on a waiting list
    • join the waiting list
    • shorten waiting lists
  3. hygiene noun · /ˈhaɪdʒiːn/

    بهداشت (پاکیزگی برای جلوگیری از بیماری)

    Speaking · Writing

    شمارش‌ناپذیر. hygiene یعنی پاکیزگی و بهداشت فردی؛ برای «سلامت» یا «بهداشت عمومی» به‌ترتیب health و public health بگویید.

    Good hand hygiene is one of the simplest ways to prevent infections.

    رعایت بهداشت دست‌ها یکی از ساده‌ترین راه‌های پیشگیری از عفونت است.

    • personal hygiene
    • food hygiene
    • basic hygiene
  4. dehydration noun · /ˌdiːhaɪˈdreɪʃn/

    کم‌آبی بدن

    Speaking · Writing

    شمارش‌ناپذیر. صفت: dehydrated (دچار کم‌آبی). ضدش hydration یا staying hydrated است.

    Drinking too little water on hot days can quickly lead to dehydration.

    کم آب خوردن در روزهای گرم می‌تواند سریع به کم‌آبی بدن بینجامد.

    • suffer from dehydration
    • prevent dehydration
    • severe dehydration
  5. life-threatening adjective C1

    خطرناک برای جان؛ تهدیدکننده‌ی زندگی

    Speaking · Writing

    با خط‌تیره نوشته می‌شود. بعد از be هم می‌آید (can be life-threatening). برای وضعیت واقعاً جدی؛ در موارد سبک dangerous بگویید.

    A severe allergic reaction can be life-threatening if it is not treated quickly.

    یک واکنش آلرژیک شدید اگر سریع درمان نشود می‌تواند جان را به خطر بیندازد.

    • a life-threatening illness
    • a life-threatening condition
    • life-threatening injuries

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی