fake
معنی fake به فارسی
۱تقلبی، جعلی۲وانمود کردن، ادا درآوردن۳جعلی، نمونه تقلبی
Meaning of fake
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 NOT REAL adjective B1
not real or true, but made or told to trick people
فارسیتقلبی، جعلی
-
Don't share fake news without checking it first.
خبر جعلی را بدون بررسی کردن دستبهدست نکن.
همآیندها collocations- fake news
- a fake passport
- fake leather
هممعنی false, imitation متضاد real
-
-
2 PRETEND verb [T] B2
to act as if you feel something that you do not really feel
فارسیوانمود کردن، ادا درآوردن
-
Tom was tired, but he tried to fake a smile.
تام خسته بود، اما سعی کرد لبخندی ساختگی بزند.
هممعنی pretend
-
-
3 FALSE COPY noun [C] B2
a copy of something valuable that is made so people think it is real
فارسیجعلی، نمونه تقلبی
-
The painting looked beautiful, but it was a fake.
نقاشی زیبا به نظر میرسید، اما جعلی بود.
واژههای تعریف valuable
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با fake
- fake account حساب جعلیشبکههای اجتماعی
- fake news خبر جعلی؛ اخبار جعلیرسانه و تبلیغات