fee

noun A2
UK/fiː/ US/fiː/

معنی fee به فارسی

۱کارمزد، هزینه‌ی خدمات

Meaning of fee

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 MONEY FOR SERVICE noun [C] A2

    money that you pay to a person or company for work or for a service

    فارسیکارمزد، هزینه‌ی خدمات

    • The bank charges a small fee every time you take cash out abroad.

      بانک هر بار که در خارج از کشور پول برمی‌دارید یک کارمزد کوچک می‌گیرد.

    هم‌آیندها collocations
    • pay a fee
    • a monthly fee
    • charge a fee

    هم‌معنی charge واژه‌های تعریف service

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با fee

پشتیبانی