feeling
UK/ˈfiːlɪŋ/
US/ˈfiːlɪŋ/
معنی feeling به فارسی
۱احساس
Meaning of feeling
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 EMOTION noun [C/U] A2
what you feel inside when something good, bad or exciting happens to you
فارسیاحساس
-
Finishing a big project is a great feeling.
تمام کردن یک پروژهی بزرگ حس فوقالعادهای دارد.
همآیندها collocations- a strange feeling
- hurt someone's feelings
- I have a feeling
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با feeling
- No hard feelings دلخوریای نیست.روابط و احساسات
- mixed feelings احساس دوگانه (هم خوب هم بد)همنشینی صفت + اسم: صفتی که انگلیسیزبانها کنار این اسم میگذارند
خانوادهی واژه
- feel