۴۰ واژهB1روابط و احساساتپلاس

روابط و احساسات

Relationships and feelings

این دسته برای توصیف آدم‌ها، حرف زدن درباره‌ی احساسات و حل اختلاف در دوستی و خانواده است. بعضی عبارت‌ها مثل «get on my nerves» گفتاری‌اند. در نکته‌ها ساختار حرف اضافه‌ی هر واژه را ببینید.

  1. supportive adjective · /səˈpɔːtɪv/

    حمایت‌گر، پشتیبان (کسی که در سختی کنارت است)

    Speaking · Writing

    بعد از supportive حرف اضافه‌ی of می‌آید: supportive of my decision. از فعل support ساخته شده و برای آدم‌ها به کار می‌رود.

    My parents were very supportive when I decided to study abroad.

    وقتی تصمیم گرفتم در خارج درس بخوانم، پدر و مادرم خیلی از من حمایت کردند.

    • a supportive friend
    • supportive of someone
    • a supportive family
  2. loyal adjective · /ˈlɔɪəl/

    وفادار

    Speaking · Writing

    بعد از loyal حرف اضافه‌ی to می‌آید: loyal to my friends. اسم آن loyalty است (وفاداری). در مورد مشتری و برند هم می‌آید: loyal customers.

    Emma has been a loyal friend to me for more than ten years.

    اِما بیش از ده سال است که دوست وفادار من بوده.

    • a loyal friend
    • remain loyal to someone
    • fiercely loyal
  3. generous adjective · /ˈdʒenərəs/

    بخشنده، گشاده‌دست

    Speaking · Writing

    هم درباره‌ی پول و هدیه و هم درباره‌ی وقت و کمک: generous with his time. تفاوت با kind: kind مهربان است، generous بخشنده.

    My uncle is very generous and always pays for everyone's dinner.

    عمویم خیلی بخشنده است و همیشه پول شام همه را می‌دهد.

    • a generous person
    • a generous offer
    • generous with your time
  4. selfish adjective · /ˈselfɪʃ/

    خودخواه، خودمحور

    Speaking · Writing

    ساختار طبیعی: It was selfish of you to ... (نه for you). صفت منفی و نسبتاً تند است؛ در گفت‌وگو با دیگران با احتیاط به کار ببرید.

    It was selfish of him to leave without telling anyone.

    کار خودخواهانه‌ای بود که بدون اینکه به کسی بگوید رفت.

    • selfish behaviour
    • a selfish person
    • selfish of you
  5. stubborn adjective · /ˈstʌbən/

    لجباز، یک‌دنده

    Speaking · Writing

    بار منفی دارد. اگر می‌خواهید مثبت بگویید determined (مصمم) یا persistent (پیگیر) به کار ببرید.

    My brother is so stubborn that he never admits he's wrong.

    برادرم آن‌قدر لجباز است که هرگز قبول نمی‌کند اشتباه کرده.

    • a stubborn child
    • a stubborn refusal
    • a stubborn streak

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی