flight
UK/flaɪt/
US/flaɪt/
معنی flight به فارسی
۱پرواز
Meaning of flight
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 AIR TRAVEL noun [C] A2
a trip in a plane from one place to another
فارسیپرواز
-
Our flight to Shiraz was two hours late.
پرواز ما به شیراز دو ساعت تأخیر داشت.
همآیندها collocations- book a flight
- a direct flight
- flight attendant
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با flight
- Which gate does my flight leave from? پرواز من از کدام گیت حرکت میکند؟فرودگاه و پرواز
- I've missed my flight پروازم را از دست دادهامفرودگاه و پرواز
- I'd like to change my flight میخواهم پروازم را عوض کنمفرودگاه و پرواز
- connecting flight پرواز پیوندی (پرواز دومی که در فرودگاه میانراه سوار آن میشوید تا سفر ادامه پیدا کند)فرودگاه و پرواز
- short-haul flights پروازهای کوتاهبردحملونقل
خانوادهی واژه
- flee