flat
معنی flat به فارسی
۱آپارتمان، واحد۲صاف، هموار
Meaning of flat
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 HOME noun [C] A1
a home with several rooms on one floor of a big building
فارسیآپارتمان، واحد
-
My cousin has a small flat in the city centre.
پسرعمویم در مرکز شهر یک آپارتمان کوچک دارد.
-
We live in a flat on the third floor.
در یک آپارتمان در طبقهی سوم زندگی میکنیم.
همآیندها collocations- a small flat
- rent a flat
- share a flat
- a two-bedroom flat
- block of flats
هممعنی apartment
-
-
2 LEVEL adjective B1
smooth and even, with no parts that are higher or lower than other parts
فارسیصاف، هموار
-
The road is long and flat, so it is easy to ride a bike.
جاده بلند و هموار است، برای همین دوچرخهسواری در آن آسان است.
هممعنی level
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با flat
- Is the flat still available? آیا آپارتمان هنوز خالی است؟ (هنوز اجاره داده نشده؟)اجاره و مسکن
- studio flat آپارتمان استودیویی (اتاق خواب و نشیمن یکی است)اجاره و مسکن
- fall flat بیاثر ماندن؛ نگرفتن (شوخی، برنامه یا ایده)اصطلاحها: موفقیت، شکست و شانس