level
UK/ˈlevl/
US/ˈlevəl/
معنی level به فارسی
۱سطح
Meaning of level
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 SKILL noun [C] A2
how good your skill is, such as beginner or advanced, in a class, game or test
فارسیسطح
-
What level is your English class?
کلاس انگلیسیات چه سطحی است؟
همآیندها collocations- a high level
- beginner level
- level of English
هممعنی grade
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با level
- level off ثابت شدن (بعد از یک دوره تغییر)زبان نمودار و روند در Task 1
- rising sea levels بالا آمدن سطح دریاهامحیط زیست
- level the playing field شرایط رقابت را برابر کردن؛ زمینهی بازی را مساوی کردنبرابری جنسیتی
- a level playing field شرایط برابر برای همهعبارتهای تصویری امن برای نوشتار