برابری جنسیتی
Gender equality
این مجموعه برای پاسخدادن به پرسشهای برابری جنسیتی در اسپیکینگ (بخشهای ۱ تا ۳) و رایتینگ تسک ۲ است. در این موضوع لحن متعادل و محترمانه، که به وضع مردان و زنان هر دو توجه دارد، از لحن تند بهتر جواب میدهد. واژهها را با همنشینهایشان یاد بگیر؛ در بخش «منابع واژگانی» دقت و طبیعی بودن بیشتر ارزش دارد تا نادر بودن واژه. عبارتهای ربطی و اصطلاحها را فقط جایی به کار ببر که واقعاً به جمله میخورند؛ حفظ کردن و تحمیل کردنشان نمرهات را پایین میآورد. برچسب «گفتاری / نوشتاری / هر دو» را رعایت کن.
معیار نمرهی واژگان (Lexical Resource) را از توصیفهای رسمی آیلتس بخوانید: Speaking · Writing (متن آنها را اینجا نیاوردهایم؛ فقط مفهومشان را به زبان خودمان گفتهایم).
-
sexism noun · /ˈseksɪzəm/
تبعیض جنسیتی (رفتار یا باور ناعادلانه بر پایهی جنس)
شمارشناپذیر است. صفتش sexist است (a sexist remark). برای «تبعیض» بهطور کلی discrimination را به کار ببر، و sexism فقط برای تبعیض بر پایهی جنس است.
Many companies now run training courses to tackle sexism in the workplace.
بسیاری از شرکتها اکنون دورههای آموزشی برای مقابله با تبعیض جنسیتی در محل کار برگزار میکنند.
- tackle sexism
- sexism in the workplace
- everyday sexism
- sexist attitudes
-
unconscious bias collocation
سوگیری ناخودآگاه (پیشداوریای که خودمان متوجهش نیستیم)
تفاوت با prejudice: در unconscious bias فرد از سوگیریاش خبر ندارد، ولی prejudice پیشداوری و نگرش منفی ثابت است که ممکن است آگاهانه باشد یا نباشد.
Research suggests that many managers show unconscious bias when they read job applications.
پژوهشها نشان میدهد بسیاری از مدیران هنگام خواندن درخواستهای کار سوگیری ناخودآگاه دارند.
- gender bias
- show bias against
- reduce bias
- bias in hiring
-
patriarchal adjective · /ˌpeɪtriˈɑːkl/ C1
مردسالار؛ مردسالارانه
اصطلاح جامعهشناسی است و اسمش patriarchy. در گفتار رایج نیست؛ در Speaking سادهتر بگو traditional societies where men have more power.
In more patriarchal societies, men often make most of the major family decisions.
در جامعههای مردسالارتر، مردان معمولاً بیشتر تصمیمهای مهم خانواده را میگیرند.
- a patriarchal society
- patriarchal attitudes
- patriarchal structures
-
entrenched adjective · /ɪnˈtrentʃt/ C1
ریشهدار و سختتغییر؛ جاافتاده
برای باورها و عادتهایی که ریشه دوانده و تغییرشان دشوار است؛ بار منفی دارد. فعلش entrench است ولی بیشتر به شکل صفت (entrenched) به کار میرود.
Entrenched attitudes about family roles can take generations to change.
تغییر نگرشهای ریشهدار دربارهی نقشهای خانوادگی ممکن است چند نسل طول بکشد.
- deeply entrenched
- entrenched attitudes
- entrenched inequality
- become entrenched
-
underrepresented adjective · /ˌʌndərəprɪˈzentɪd/ C1
کمحضور؛ دارای سهمی کمتر از میزان واقعی
بعد از in میآید: underrepresented in politics. گاهی با خط تیره (under-represented) هم نوشته میشود. اسمش representation است.
Women remain underrepresented in engineering, while men are underrepresented in nursing.
زنان در مهندسی هنوز کمحضورند، در حالی که مردان در پرستاری کمحضورند.
- be underrepresented in
- severely underrepresented
- underrepresented groups
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟