جهانیشدن
Globalisation
این مجموعه برای موضوع «جهانیشدن» در Speaking (بخش ۱ تا ۳) و Writing Task 2 است. بهجای تکرار globalisation و culture، اسمهای دقیقتر (outsourcing، tariff، remittance)، همنشینهای طبیعی (erode local traditions، lift millions out of poverty) و عبارتهای ربط (the flip side of this is that) را یاد بگیر. معیار Lexical Resource دقت و طبیعی بودن است؛ اصطلاحات حفظی یا اجباری نمرهات را پایین میآورند، پس هر عبارت را در جملهی خودت و دربارهی موضوع مرتبط به کار ببر. جهانیشدن دو روی دارد: برای هر دو مثال داشته باش.
معیار نمرهی واژگان (Lexical Resource) را از توصیفهای رسمی آیلتس بخوانید: Speaking · Writing (متن آنها را اینجا نیاوردهایم؛ فقط مفهومشان را به زبان خودمان گفتهایم).
-
free trade noun phrase
تجارت آزاد (بدون مانع و عوارض سنگین)
شمارشناپذیر است و معمولاً بدون the میآید. مخالفش protectionism است. بهصورت صفت: free-trade zone.
Supporters of free trade argue that it lowers prices and gives consumers more choice.
طرفداران تجارت آزاد معتقدند که قیمتها را پایین میآورد و به مصرفکننده انتخاب بیشتری میدهد.
- a free trade agreement
- promote free trade
- free trade between countries
-
multinational noun · /ˌmʌltiˈnæʃnəl/
شرکت چندملیتی
هم اسم است (a multinational) و هم صفت (multinational companies). برای بحث قدرت شرکتهای بزرگ در برابر کسبوکار محلی عالی است.
A large multinational can move production to whichever country has the cheapest labour.
یک شرکت چندملیتی بزرگ میتواند تولید را به هر کشوری که نیروی کار ارزانتری دارد منتقل کند.
- a multinational company
- multinational corporations
- global multinationals
-
outsourcing noun · /ˈaʊtsɔːsɪŋ/ C1
برونسپاری (واگذاری بخشی از کار به شرکت یا کشور دیگر)
فعلش outsource است: outsource work to another company. شمارشناپذیر. با offshoring (انتقال کار به خارج) نزدیک است ولی outsourcing میتواند داخل کشور هم باشد.
Outsourcing customer service to other countries has saved some firms millions, but it has cost local jobs.
برونسپاری خدمات مشتریان به کشورهای دیگر برای بعضی شرکتها میلیونها صرفهجویی کرده، ولی به قیمت از دست رفتن مشاغل محلی تمام شده است.
- the outsourcing of jobs
- outsourcing to cheaper countries
- outsourcing and automation
-
tariff noun · /ˈtærɪf/
تعرفهی گمرکی؛ عوارض واردات
شمارشپذیر است. حرف اضافه on است (tariff on steel). با tax فرق دارد: tariff فقط روی کالای وارداتی یا صادراتی است. در بریتانیا tariff معنای «قیمتنامه»ی خدمات هم دارد.
The government raised the tariff on imported steel to protect local factories.
دولت برای حمایت از کارخانههای داخلی تعرفهی فولاد وارداتی را بالا برد.
- impose a tariff on
- remove tariffs
- import tariffs
- tariffs on imports
-
protectionism noun · /prəˈtekʃənɪzəm/ C1
حمایتگرایی (حمایت از تولید داخل با محدودیت واردات)
شمارشناپذیر و رسمی. صفتش protectionist است: protectionist policies. بهتر است همراه free trade بیاید تا دو دیدگاه مقابل هم را بسنجی.
Critics say protectionism keeps prices high and protects inefficient industries.
منتقدان میگویند حمایتگرایی قیمتها را بالا نگه میدارد و از صنایع ناکارآمد محافظت میکند.
- economic protectionism
- a return to protectionism
- protectionism and free trade
فقط ۵ واژهی اول نمایش داده شد. این دسته ویژهی مشترکان است.
دیدن طرحها پلاس چه چیزهایی را باز میکند؟