group
UK/ɡruːp/
US/ɡruːp/
معنی group به فارسی
۱گروه۲گروهبندی کردن
Meaning of group
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 PEOPLE TOGETHER noun [C] A1
some people who are in one place, do something together, or share the same interest
فارسیگروه
-
We study in a small group.
ما در یک گروه کوچک درس میخوانیم.
همآیندها collocations- a group of
- in groups
- group work
-
-
2 PUT TOGETHER verb [T] B1
to put people or things into small parts, with the same kind in each part
فارسیگروهبندی کردن
-
The teacher will group the students by their age.
معلم دانشآموزان را بر اساس سنشان گروهبندی میکند.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با group
- control group گروه کنترل (گروهی که مداخله دریافت نمیکند)شواهد و روش پژوهش
- pressure group گروه فشار (گروهی که برای تغییر سیاستها تلاش میکند)واژگان علوم اجتماعی
خانوادهی واژه
- grouping