grow
-ing growingpast grewhe/she/it growspast participle grown
معنی grow به فارسی
۱رشد کردن، بزرگ شدن۲افزایش یافتن، رشد کردن۳کاشتن، پرورش دادن
Meaning of grow
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 BECOME BIGGER verb [I] A2
to get bigger in size as time passes, like young plants and children do
فارسیرشد کردن، بزرگ شدن
-
These trees grow very fast.
این درختها خیلی سریع رشد میکنند.
همآیندها collocations- grow up
- grow quickly
- grow older
هممعنی develop
-
-
2 INCREASE verb [I] A2
to become more in number, amount or size over time
فارسیافزایش یافتن، رشد کردن
-
The city is growing fast, and more people live there every year.
شهر به سرعت در حال رشد است و هر سال افراد بیشتری در آن زندگی میکنند.
هممعنی increase, expand متضاد decrease واژههای تعریف amount
-
-
3 PLANT CROPS verb [T] A2
to put seeds in the ground and look after the plants until you can pick them
فارسیکاشتن، پرورش دادن
-
My father grows tomatoes and carrots in our garden.
پدرم در باغ ما گوجهفرنگی و هویج پرورش میدهد.
هممعنی cultivate
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با grow
- grow up بزرگ شدن (دوران کودکی)افعال عبارتی: ضروریهای پایه (A2)
- grow out of (بچه) آنقدر بزرگ شدن که لباس یا کفش اندازه نباشدافعال عبارتی: خانه و زندگی خانوادگی (B1)
- grow on کمکم برای کسی دلنشین شدنافعال عبارتی: روابط با دیگران (B1)
- a growing proportion of older people سهم فزایندهی سالمندان از کل جمعیتسالمندی
- grow into (با گذر زمان) رشد کردن و تبدیل شدن بهافعال عبارتی: برنامه و تغییر (B2)
- a growing body of evidence شواهد رو به افزایشهمنشینهای قوی: فعل + اسم و صفت + اسم
- money doesn't grow on trees پول علف خرس نیست؛ پول مفت به دست نمیآیداصطلاحها: پول و ارزش
- grow apart (بهتدریج) از هم دور شدنخانواده
۶ عبارت دیگر
- Growing up, we used to وقتی بزرگ میشدم، (معمولاً) …فرهنگ و سنت
- A growing number of people تعداد روزافزونی از مردم ...فناوری
- grow back (گیاه، جنگل) دوباره رشد کردنافعال عبارتی: طبیعت و محیطزیست (B2)
- grow old gracefully با وقار و آرامش پیر شدنسالمندی
- There is a growing consensus that اجماع روبهرشدی وجود دارد که …اقتصاد
- There is growing recognition that شناخت و پذیرش فزایندهای هست که ...محیط زیست