۳۸ واژهB2آیلتس: خانوادهپلاس

خانواده

Family

واژگان آیلتس درباره‌ی خانواده و تربیت فرزند برای Speaking (بخش‌های ۱ تا ۳) و Writing Task 2. این مجموعه برای نمره‌ی Lexical Resource روی واژه‌های دقیق، هم‌نشینی‌های طبیعی و لحن مناسب تمرکز دارد، نه عبارت‌های عجیب. هر عبارت را در جمله‌ی خودتان درباره‌ی تجربه‌ی واقعی‌تان بنویسید. اصطلاح‌ها و عبارت‌های حفظی یا اجباری امتیاز نمی‌آورند و ممکن است غیرطبیعی به نظر برسند؛ فقط وقتی به جمله می‌خورند از آن‌ها استفاده کنید.

معیار نمره‌ی واژگان (Lexical Resource) را از توصیف‌های رسمی آیلتس بخوانید: Speaking · Writing (متن آن‌ها را اینجا نیاورده‌ایم؛ فقط مفهومشان را به زبان خودمان گفته‌ایم).

  1. toddler noun · /ˈtɒdlə/

    کودک نوپا (حدود یک تا سه ساله)

    Speaking

    از baby (نوزاد) بزرگ‌تر و از child کوچک‌تر است. برای حرف زدن درباره‌ی دوران کودکی در Part 1 و 2 مفید است.

    My sister's toddler has just learned to walk and wants to explore everything in the house.

    کودک نوپای خواهرم تازه راه افتاده و می‌خواهد همه‌ی چیزهای خانه را کشف کند.

    • toddler tantrums
    • a toddler group
    • the toddler years
  2. adolescence noun · /ˌædəˈlesns/

    نوجوانی (دوران بلوغ تا حدود هجده‌سالگی)

    رسمی Writing

    اسم است و شمارش‌ناپذیر. صفت و اسم شخص: adolescent. در گفتار روزمره بیشتر teenage years یا teens می‌گویند.

    Many psychologists believe that adolescence is the most difficult stage of family life.

    بسیاری از روان‌شناسان معتقدند نوجوانی دشوارترین مرحله‌ی زندگی خانوادگی است.

    • early adolescence
    • during adolescence
    • the onset of adolescence
  3. rebellious adjective · /rɪˈbeljəs/

    سرکش، نافرمان (در برابر والدین و قوانین)

    Speaking · Writing

    لحن کمی منفی دارد. برای «مرحله‌ای گذرا» بهتر است بگویید a rebellious phase.

    Some children become rebellious in their teens and refuse to follow family rules.

    بعضی کودکان در نوجوانی سرکش می‌شوند و از قوانین خانواده پیروی نمی‌کنند.

    • a rebellious teenager
    • a rebellious phase
    • become rebellious
  4. lenient adjective · /ˈliːniənt/ C1

    سهل‌گیر (در قوانین و تنبیه)

    Speaking · Writing

    با with می‌آید: lenient with children. بار منفی دارد، پس معمولاً با too همراه می‌شود. ضد آن strict است.

    Some parents are too lenient and let their children stay online all night.

    بعضی والدین بیش‌ازحد سهل‌گیرند و می‌گذارند فرزندانشان تمام شب آنلاین بمانند.

    • a lenient approach
    • lenient parents
    • too lenient with
  5. overprotective adjective · /ˌəʊvəprəˈtektɪv/ C1

    بیش‌ازحد محافظ (نگران و کنترل‌گر)

    Speaking · Writing

    برای نقد تربیت از آن استفاده کنید. با of می‌آید: overprotective of his daughter. معادل مثبت‌تر: protective.

    Overprotective parents may stop their children from learning to solve problems on their own.

    والدین بیش‌ازحد محافظ ممکن است نگذارند فرزندانشان یاد بگیرند مشکلات را خودشان حل کنند.

    • an overprotective mother
    • overprotective of her children
    • overprotective parenting

فقط ۵ واژه‌ی اول نمایش داده شد. این دسته ویژه‌ی مشترکان است.

دیدن طرح‌ها پلاس چه چیزهایی را باز می‌کند؟
پشتیبانی