health
UK/helθ/
US/helθ/
معنی health به فارسی
۱سلامت، سلامتی
Meaning of health
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 BODY AND MIND noun [U] A1
how well or how ill your body and mind are
فارسیسلامت، سلامتی
-
Sleep is important for your health.
خواب برای سلامتیات مهم است.
همآیندها collocations- good health
- health problems
- mental health
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با health
- health insurance بیمهی درمانیپزشک و داروخانه
- mental health سلامت روانسلامت و پزشکی
- a health scare نگرانی ناگهانی دربارهی سلامت؛ هشدار سلامتیسلامت
- tackle the stigma surrounding mental health با انگ اجتماعیِ پیرامون سلامت روان مقابله کردنسلامت
- a clean bill of health تأییدِ سلامت کامل (از طرف پزشک)سلامت
خانوادهی واژه
- healthy
- unhealthy