income
UK/ˈɪnkʌm/
US/ˈɪnˌkʌm/
معنی income به فارسی
۱درآمد
Meaning of income
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 MONEY EARNED noun [C or U] B2
the money a person or family gets from work or other sources over a period of time
فارسیدرآمد
-
Families on a low income spend most of their money on food and rent.
خانوادههای کمدرآمد بیشتر پولشان را صرف غذا و اجاره میکنند.
همآیندها collocations- low income
- monthly income
- source of income
- income tax
هممعنی earnings, pay
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با income
- disposable income درآمد قابل خرج (درآمد پس از کسر مالیات؛ پولی که برای خرج کردن میماند)اقتصاد
- a major source of income منبع اصلی درآمدگردشگری
- a steady income درآمد ثابت و پایدارکار و شغل
- regular income درآمد ثابت و منظمهمنشینی صفت + اسم: صفتی که انگلیسیزبانها کنار این اسم میگذارند