insist
-ing insistingpast insistedhe/she/it insistspast participle insisted
معنی insist به فارسی
۱پافشاری کردن (که چیزی درست است یا باید انجام شود)
Meaning of insist
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 STRONGLY SAY verb [I or T] B2
to keep telling people that something is true, because you are sure and will not change your mind
فارسیپافشاری کردن (که چیزی درست است یا باید انجام شود)
-
Tom insisted that he had locked the door, but it was open when we arrived.
تام پافشاری میکرد که در را قفل کرده است، اما وقتی رسیدیم باز بود.
همآیندها collocations- insist that
- firmly insist
هممعنی assert, maintain, stress, demand واژههای تعریف firmly
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با insist
- insist on اصرار داشتن بر، پافشاری کردن برفعل + حرف اضافه: ترکیبهای ثابتی که باید با هم یاد گرفت