language
معنی language به فارسی
۱زبان (فارسی، انگلیسی و...)۲زبان، توانایی سخن گفتن۳زبان، کلمات و لحن گفتار
Meaning of language
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 SPOKEN SYSTEM noun [C] A2
a system of words that people use to speak or write to each other
فارسیزبان (فارسی، انگلیسی و...)
-
How many languages can you speak?
به چند زبان میتوانی صحبت کنی؟
همآیندها collocations- a foreign language
- body language
- first language
-
-
2 HUMAN SPEECH noun [U] A2
the use of words to talk, write and share ideas with other people
فارسیزبان، توانایی سخن گفتن
-
Children learn language very quickly when they hear it every day.
کودکان وقتی هر روز زبان را میشنوند، آن را خیلی سریع یاد میگیرند.
-
-
3 KIND OF WORDS noun [U] A2
the kind of words that someone uses when speaking or writing
فارسیزبان، کلمات و لحن گفتار
-
Tom was angry about the bad language in the film.
تام از زبان زشت به کار رفته در فیلم عصبانی بود.
هممعنی speech
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با language
- language requirement شرط زبان (نمرهی لازم زبان انگلیسی)دانشگاه و پذیرش در خارج
- an endangered language زبان در معرض نابودیفرهنگ و سنت