last
UK/lɑːst/
US/læst/
معنی last به فارسی
۱گذشته، پیش (مثل هفتهی گذشته)
Meaning of last
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 JUST BEFORE NOW determiner last + time word A1
used with a day, week, month or year to talk about the one that came just before this one
فارسیگذشته، پیش (مثل هفتهی گذشته)
-
I visited my aunt in Shiraz last week.
هفتهی پیش به دیدن خالهام در شیراز رفتم.
همآیندها collocations- last week
- last night
- last year
متضاد next
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با last
- last name نام خانوادگیواژههای پایهی A2 (۲)
- I'm just following up on my last email فقط میخواهم ایمیل قبلیام را پیگیری کنم.ایمیل و پیامها
- lasting impression تأثیر ماندگارهمنشینی صفت + اسم: صفتی که انگلیسیزبانها کنار این اسم میگذارند
- the last straw قطرهای که جام را لبریز کرد؛ حد آخراصطلاحها: احساسات و حالوهوا
- last but not least آخر، ولی نه کماهمیتترپیوندها و انسجام