note
معنی note به فارسی
۱یادداشت۲نت موسیقی۳متوجه شدن
Meaning of note
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 SHORT MESSAGE noun [C] A2
a short piece of writing that helps you remember something, or that you leave for another person
فارسییادداشت
-
I left a note for my mum on the fridge.
برای مامانم روی یخچال یک یادداشت گذاشتم.
همآیندها collocations- take notes
- leave a note
- make a note of
-
-
2 MUSIC SOUND noun [C] A2
one sound in music, high or low, long or short
فارسینت موسیقی
-
Emma played each note on the piano very carefully.
اِما هر نت را روی پیانو با دقت نواخت.
هممعنی tone
-
-
3 NOTICE verb [T] B2
to see or hear something and know that it is there
فارسیمتوجه شدن
-
Tom noted that the door was open.
تام متوجه شد که در باز است.
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با note
- take notes یادداشت برداشتنهمنشینهای make، do، take و have
- credit note برگهی اعتبار خرید (بهجای پول)خرید، قیمت و مرجوعی
- it is worth noting that شایان ذکر است کهعبارتهای نوشتار آکادمیک: معرفی دیدگاه، احتیاط، امتیاز، شواهد و نتیجهگیری