price
UK/praɪs/
US/praɪs/
معنی price به فارسی
۱قیمت
Meaning of price
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 MONEY NEEDED noun [C] A1
the amount of money you must pay to buy something or use a service
فارسیقیمت
-
The price of bread has gone up.
قیمت نان بالا رفته است.
همآیندها collocations- a high price
- the price of
- half price
واژههای تعریف amount، service
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با price
- half price نصف قیمتخرید، قیمت و مرجوعی
- price tag برچسب قیمتخرید، قیمت و مرجوعی
- Is that your best price? این کمترین قیمتتان است؟خرید، قیمت و مرجوعی
- soaring house prices افزایش شدید قیمت مسکنشهرنشینی