question
UK/ˈkwestʃən/
US/ˈkwestʃən/
معنی question به فارسی
۱سؤال، پرسش
Meaning of question
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 ASKING noun [C] A2
a sentence you say when you want to know something
فارسیسؤال، پرسش
-
Can I ask you a question?
میتوانم یک سؤال بپرسم؟
همآیندها collocations- ask a question
- answer a question
- a good question
متضاد answer
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با question
- Do you have any questions for us? سؤالی از ما دارید؟مصاحبهی شغلی و درخواست کار
- Please let me know if you have any questions لطفاً اگر سؤالی دارید به من اطلاع دهید.ایمیل و پیامها
- raise a question پرسشی را مطرح کردنهمنشینی فعل + اسم: ترکیبهایی که باید همینطور بگویید
- raise serious ethical questions پرسشهای اخلاقی جدی را مطرح کردنعلم و پژوهش
- the central question is whether پرسش اصلی این است که آیاعبارتهای نوشتار آکادمیک: معرفی دیدگاه، احتیاط، امتیاز، شواهد و نتیجهگیری
- call something into question زیر سؤال بردن، مشکوک جلوه دادناحتیاطگویی و موضع