shape
UK/ʃeɪp/
US/ʃeɪp/
معنی shape به فارسی
۱شکل
Meaning of shape
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 OUTLINE FORM noun [C] A2
the outside line or form of something, like a circle, square or star
فارسیشکل
-
The cake was in the shape of a star.
کیک به شکل ستاره بود.
همآیندها collocations- in the shape of
- different shapes
- in good shape
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با shape
- out of shape بیفرم، از فرم افتاده (بدون آمادگی جسمانی)ورزش و تناسب اندام
- shape public opinion افکار عمومی را شکل دادنرسانه