short
UK/ʃɔːt/
US/ʃɔːrt/
معنی short به فارسی
۱کوتاه
Meaning of short
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 NOT LONG adjective A2
not long from one end to the other, like hair, a road or a skirt
فارسیکوتاه
-
She has short black hair.
او موهای کوتاه مشکی دارد.
همآیندها collocations- short hair
- a short time
- short story
متضاد long, tall واژههای تعریف length
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با short
- in short خلاصه، در یک کلامپیوندها و انسجام
خانوادهی واژه
- shortness