task

noun A2
UK/tɑːsk/ US/tæsk/

معنی task به فارسی

۱کار، وظیفه

Meaning of task

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 JOB TO DO noun [C] A2

    a piece of work that someone must do, often one that is not easy

    فارسیکار، وظیفه

    • Your first task is to read this text.

      اولین کارت خواندن این متن است.

    هم‌آیندها collocations
    • a difficult task
    • complete a task
    • the task of

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با task

  • automate repetitive tasks کارهای تکراری را خودکار کردنفناوری
پشتیبانی