talk
UK/tɔːk/
US/tɔːk/
-ing talkingpast talkedhe/she/it talkspast participle talked
معنی talk به فارسی
۱حرف زدن، صحبت کردن
Meaning of talk
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 SPEAK verb [I] A1
to say words to someone and listen to what they say
فارسیحرف زدن، صحبت کردن
-
Can I talk to you for a minute?
میتوانم یک دقیقه با تو حرف بزنم؟
همآیندها collocations- talk to someone
- talk about something
- talk on the phone
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با talk
- Is this a good time to talk? الان وقت مناسبی برای صحبت هست؟تماس تلفنی
- small talk گپ سرسری و دوستانه (دربارهی چیزهای عادی)گپوگفت و معاشرت
- It was great talking to you از صحبت با شما خیلی لذت بردم.گپوگفت و معاشرت
- Can we talk about it? میشود دربارهاش حرف بزنیم؟روابط و احساسات
- talk back (به بزرگتر) جواب پس دادن، بیادبانه جواب دادنافعال عبارتی: روابط با دیگران (B1)
- talk through (قدمبهقدم) توضیح دادن، راهنمایی کردنافعال عبارتی: کار و دفتر (B1)
- talk down to با لحن بالا به پایین و «بچهگانه» با کسی حرف زدنافعال عبارتی: ارتباط و گفتوگو (B2)
- talk into کسی را با حرف زدن راضی به کاری کردنافعال عبارتی: ارتباط و گفتوگو (B2)
۱ عبارت دیگر
- talk over (با کسی) دربارهی چیزی صحبت و بررسی کردنافعال عبارتی: ارتباط و گفتوگو (B2)
خانوادهی واژه
- talkative