tap
UK/tæp/
US/tæp/
-ing tappingpast tappedhe/she/it tapspast participle tapped
معنی tap به فارسی
۱شیر آب۲ضربه زدن (با انگشت) روی صفحه
Meaning of tap
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 WATER noun [C] A2
a thing you turn to let water come out, for example in a kitchen or bathroom
فارسیشیر آب
-
Please turn off the tap when you brush your teeth.
لطفاً هنگام مسواک زدن شیر آب را ببندید.
-
-
2 TOUCH SCREEN verb [T] B1
to touch a phone screen quickly to choose something
فارسیضربه زدن (با انگشت) روی صفحه
-
Tap the heart icon to like the post.
برای لایک کردن پست، روی آیکون قلب بزنید.
همآیندها collocations- tap the screen
- tap an icon
- tap twice
- tap to open
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با tap
- tap into از ... استفاده کردن؛ به ... دسترسی پیدا کردن (منبع یا بازار)جهانیشدن
- taper off پس از اوج کمکم و آرام کمتر شدنتفاوتهای ظریف: تغییر، افزایش و کاهش