wash
UK/wɒʃ/
US/wɑːʃ/
-ing washingpast washedhe/she/it washespast participle washed
معنی wash به فارسی
۱شستن
Meaning of wash
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 CLEAN verb [T] A1
to put your hands, face or clothes in water with soap, so they are not dirty any more
فارسیشستن
-
She washes her hands before dinner.
او قبل از شام دستهایش را میشوید.
همآیندها collocations- wash your hands
- wash the dishes
- wash clothes
هممعنی clean
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با wash
- wash up ظرف شستن (بریتانیایی)افعال عبارتی: خانه و روزمرگی (A2)
- Wash your hands before you cook پیش از آشپزی دستهایتان را بشویید.آشپزی و آشپزخانه
- wash off (با آب) شستن و پاک کردنافعال عبارتی: خانه و روزمرگی (A2)
- wash away (سیل، باران) با خود بردن، شسته و بردنافعال عبارتی: طبیعت و محیطزیست (B2)
خانوادهی واژه
- washing