wet

adjective A1
UK/wet/ US/wet/

comparative wettersuperlative wettest

معنی wet به فارسی

۱خیس، مرطوب

Meaning of wet

معانی رایج این واژه برای زبان‌آموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.

  1. 1 NOT DRY adjective A2

    covered with water; not dry

    فارسیخیس، مرطوب

    • The streets are wet after the rain.

      خیابان‌ها بعد از باران خیس‌اند.

    هم‌آیندها collocations
    • wet weather
    • get wet
    • wet hair

    متضاد dry

عبارت‌ها و فعل‌های چندبخشی با wet

پشتیبانی