weight
UK/weɪt/
US/weɪt/
معنی weight به فارسی
۱وزن۲وزنه
Meaning of weight
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 HOW HEAVY noun [C] A2
how heavy a person or thing is, shown by a scale
فارسیوزن
-
What's the weight of this suitcase?
وزن این چمدان چقدر است؟
همآیندها collocations- lose weight
- put on weight
-
-
2 GYM OBJECT noun [C] B1
a heavy metal thing that you lift to make your body strong
فارسیوزنه
-
Tom lifts weights at the gym three times a week.
تام هفتهای سه بار در باشگاه وزنه میزند.
واژههای تعریف lift
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با weight
- lift weights وزنه زدن (در باشگاه)ورزش و تناسب اندام
- pull your weight سهم خود را از کار انجام دادن؛ بار خود را به دوش کشیدناصطلاحها: کار و تلاش
- a weight off my shoulders سبک شدن (بعد از رفع یک نگرانی)؛ بار از دوش برداشته شدناصطلاحها: احساسات و حالوهوا