lift
UK/lɪft/
US/lɪft/
معنی lift به فارسی
۱آسانسور۲بلند کردن
Meaning of lift
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 BUILDING noun [C] B1
a machine in a building that carries people up and down
فارسیآسانسور
-
The lift is broken, so we take the stairs.
آسانسور خراب است، برای همین از پلهها میرویم.
همآیندها collocations- take the lift
- in the lift
- the lift is broken
-
-
2 MOVE UP verb [T] B1
to move something up from a low place to a higher place
فارسیبلند کردن
-
This box is very heavy. Please help me lift it.
این جعبه خیلی سنگین است. لطفاً کمکم کن آن را بلند کنم.
هممعنی raise متضاد lower
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با lift
- Is there a lift? آسانسور هست؟هتل و اقامت
- give someone a lift کسی را (با ماشین) تا جایی رساندنحملونقل و آدرسپرسی
- lift weights وزنه زدن (در باشگاه)ورزش و تناسب اندام
- lift millions out of poverty میلیونها نفر را از فقر بیرون آوردنجهانیشدن
- lift people out of poverty مردم را از فقر درآوردناقتصاد