light
UK/laɪt/
US/laɪt/
معنی light به فارسی
۱چراغ
Meaning of light
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 LAMP noun [C] A2
something in a room, a street or a car that you turn on to see when it is dark
فارسیچراغ
-
Please turn off the light when you leave.
وقتی بیرون میروی، لطفاً چراغ را خاموش کن.
همآیندها collocations- turn on the light
- turn off the light
- traffic lights
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با light
- traffic lights چراغ راهنماییزندگی روزمره: خانه، خرید، رفتوآمد و احساسات
- Turn left at the traffic lights سر چراغراهنما به چپ بپیچید.حملونقل و آدرسپرسی
- light bulb لامپ (حباب چراغ)دامهای واژگانی فارسیزبانها: واژههای شبیه هم و دوستان دروغین
- light up (چهره یا چشم) از شادی روشن شدنافعال عبارتی: احساسات و حال روحی (B1)
- shed light on روشن کردن؛ توضیح دادن (موضوع مبهم)همنشینهای قوی: فعل + اسم و صفت + اسم
- light at the end of the tunnel نور امید در پایان یک دورهی سختاصطلاحها: زمان، سرعت و تغییر
- in light of با توجه به؛ در پرتوِتکههای استدلال در Task 2: موضع، امتیاز، علت و احتیاط
- in the light of با توجه به (اطلاعات یا اتفاق تازه)پیوندها و انسجام
خانوادهی واژه
- lighter