list
UK/lɪst/
US/lɪst/
معنی list به فارسی
۱فهرست، لیست
Meaning of list
معانی رایج این واژه برای زبانآموز؛ هر معنی جدا بررسی شده است.
-
1 WRITTEN SET noun [C] A2
a set of names, things, or numbers written one under another
فارسیفهرست، لیست
-
I made a shopping list before going to the market.
قبل از رفتن به بازار یک فهرست خرید نوشتم.
همآیندها collocations- shopping list
- a list of
- make a list
-
عبارتها و فعلهای چندبخشی با list
- mailing list فهرست پستی (افرادی که ایمیلهای اطلاعرسانی دریافت میکنند)ایمیل و پیامها
- waiting list فهرست انتظار (برای درمان یا عمل)سلامت